و پائيز مثل هر فصل دگر باز آمد و رفت ...
و اين رسم زمان من و توست!
هر آمدنی را رفتنی ست در کار. روزهای خزان همه يادگاران ِ تو اند!
روز ميلاد ِ تو اند... روز ميلاد ِ منند... روز ميعاد من و تو.
من و دل مانديم در حسرتِ تو ... در حسرتِ يک پائيز دگر !!
آه ...پائيز هم آمد و رفت! دل بسوزاند و برفت..
افسوس .... پائيز هم آمد و رفت
*در لابلای زمستان به دنبال جای پای كسی ميگردم كه مرا به سمت بهار ببرد *
*به دنبال كسی ميگردم كه حرارت وجودش تمام يخهای دلم را ذوب كند *