تقديم به کسانی که بی هیچ جرمی آهسته تر از ياس به خواب رفته اند
امشب باران به ميهمانی چشمانم آمده
خسته ام خسته از همه کس و همه چيز حتی از نفس کشيدن
امروز عقربه های ساعت حادثه را برايم به تصوير کشيدند
اکنون من با خاطرات نفس گرفته ات زندگی را با آه سردی می نوازم
سبدی از گل می خواهم
که سحر هنگام
وقتی که شقايق آتش می گيرد
به تو تقديم کنم